×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more

gegli

dige tanha nistam

asal banoo

× dige tanha nistam
×

آدرس وبلاگ من

asalbanoo.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/fandog1373

لیست دوستان

× Access to this person's groups list is not allowed for anybody

رز کوچولو

رز یک ساله بود واز آن بچه های تپل دوست داشتنی بود. او به سختی نفس می کشید.

مادر پریشان رز می گفت که او مشغول بازی با پول خرد بوده و یکی از آنها را قورت داده است.طولی نکشید که دکتر و تکنسین عکسبرداری به عکس قفسه سینه رز با دقت نگاه می کردند. عکس نشان می داد که سکه ای در نای رز گیر کرده است. دکتر سارا سریع دستور عمل جراحی داد. اگر سکه بیرون نمی آمد، مرگ بچه حتمی بود.دکترسارا با تیم پزشکی مشورت کرد متخصص بیهوشی می ترسید جراحی به چسبندگی دیواره نای و حنجره بیانجامد و سکه هم محکم تر سر جای خود بماند. آنها می بایست چه می کردند؟

پس از کمی تفکر، دکترراهکاری ارائه داد و با اشاره متخصص بیهوشی ، دکتر رابرت سرش را برای تیم جراحی تکان داد.پرستار با حرکتی روان و ماهرانه، لوله ای فلزی را به دست دکتر داد که به دهان و گلوی دختر وارد کند، سپس دستگاه اصلی را کف دستش گذاشت که دکتر در یک چشم به هم زدن،توانست با دستگاه، سکه دردسر آفرین را خارج کند...همه چیز تنها به مدت 15 ثانیه طول کشید. که کف زدن و تحسین را در اتاق عمل به همراه داشت.صبح روز بعد، پرستار به دکتر خبر داد که رز و مادرش می خواهند از بیمارستان مرخص شوند. دکتر به گونه ای غیر قابل توضیح، انگیزه داشت که با رز این دختر دوست داشتنی، قبل از ترک بیمارستان، خداحافظی کند...بنابراین برای معطل کردن آنها به پرستار گفت :"ببین چه می گویم، آنها را معطل کن باشه؟ بگو قبل از مرخص شدن لازم است دوباره از بچه عکس گرفته شود. در این صورت من می توانم یک بار دیگر این کوچولوی دوست داشتنی را ببینم."

دکتر از بابت این که با دوز و کلک می خواست، خرجی اضافه برای عکس جدید ،برروی دست مادررز بگذارد دچارعذاب وجدان شده بود.چند دقیقه بعد، دکتر سریع از اتاق عمل بیرون آمد و رفت تا با مریض کوچولویش خداحافظی کند.از بخش عکسبرداری که رد می شد، متوجه شد تکنسین به یک عکس خیره شده و مات و مبهوت است،دکترکه متوجه تصویر شفافی از یک سکه در نای و گلوی بچه شده بود، پرسید:"چرا به عکس سابق رز نگاه می کنی؟" تکنسین گفن:این عکس جدید است.آه از نهاد دکتر برآمد و گفت:"چه؟"رز دوتا سکه قورت داده بود، نه یکی.دو سکه تقریبا به هم چسبیده بودند که عکسبرداری اول یک سکه را نشان می داد. یک بار دیگر رز با عجله به اتاق عمل فرستاده شد و دکتر متخصص بیهوشی و تیم جراحی روش بیرون آوردن 15 ثانیه ای را مثل سابق انجام دادند.کمی بعد رز با خیال راحت استراحت می کرد.اگر او با این وضعیت به خانه می رفت، مرگش در ظرف چند روز قطعی بود. اما نیرویی اسرار آمیز و عجیب با چشمک خداوند پا در میانی کرد و باعث شد که دکتر به دلیل دیدار دوباره رز، دستور عکسبرداری مجدد بدهد.

دکتر می گفت:هیچکس هرگز نمی تواند مرا را متقاعد کند که این رویدادها صرفا تصادفی است. او می گفت:"همیشه خداوند در هر عمل جراحی دستیار من است."

 عسل : خداوند هرگز وارد مغز ما نخواهد شد، دری که او استفاده می کند قلب ماست

 
 
 
 
 
 
 
 سلام دوستای گلم شرمنده دیر به دیر آپ میکنم این سری دیگه قول می دم زود به زود به روز بشم قول می دم دروغگودروغگو من دروغ نگفتم خودش اینجوری شد من دروغگو نیستمگریهگریهگریه 
 
.
.
.
.
.
.
.
.
 
و اینکه میخوام از بهترین و واقعی ترررررین دوستم که بهش افتخار میکنم تشکر کنم
چون اون یه فرشتس و کسی نیس جز
 
.
.
.
.
.
بهترین داداشم مجتبی باقرشاهی
.
.
.
   بهترینی ......خوشحالم که تورو دارم.....  خدا جون ازت ممنونم که داداشمو بهم رسوندی
.
.
.
.
.
.
مواظبش باشیاااااااااااا خداجونم اخه میدونی که داداشمو قد     10  تای بچگی و اندازه قطره های اب اقیانوس های جهان دوسش دارم

شنبه 6 اسفند 1390 - 5:55:31 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
نظر ها

http://www.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 12 اسفند 1390   11:53:44 AM

سلام داستانت قشنگ بود..ولی از لحاظ تکنیکی با برونکوسکوپی دکتر میتونسته هر دو سکه را ببیند.و از طرفی وجود دو سکه در آن واحد عملا امکان پذیر نمیباشد/ موفق باشی نویسنده جوان

http://www.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 10 اسفند 1390   6:41:00 PM

سلام داستانت زیبا بود

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 9 اسفند 1390   8:58:11 PM

سلام آبجی

دوست دارم .............همین

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 8 اسفند 1390   10:23:48 PM

به

تو

افتخار

می کنم

بهترین

ارسال پيام

دوشنبه 8 اسفند 1390   5:06:21 PM

Kheli Ziba Bod

http://tina-asousak.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 8 اسفند 1390   12:13:31 AM

سلام عسل جان.بهت تبریک می گم برای داشتن این داداش

قدرشو بدون .اون یه اوعجوبس.پدر با یکی دو دیدار با اون عاشقش شده.بین خودمون باشه ولی پدرم می گفت که با چهارتا جمله منو پیچوند

آخه فک کنم بدونید که پدر من کارگردان سینماست .و بعد از خوندن متن های داداشت ازش خواسته که یه فیلنامه بنویسه.پدرم از اینش خوشش اومده بود که میگفت بعد از خوندن متن های آقا مجتبی محاله که احساسات کسی بالا و پایین نشه

من واقعا بهش افتخار می کنم چون پدرم معتقد بود که این جور سایتها بدرد نمی خورند و من هم همیشه مقاومت می کردم ولی حقیقتش برهانی نداشتم که نشونش بدم.ولی از وقتی ممتن های مجتبی خونده نظرش به کلی عوض شده و دیگه گیر نمی ده

راستی ممنونم که منو جز لیست دوستات قرار دادی

متن شما هم عالی بود .به هر حال خواهر همون داداشی دیگه

مرسی عزیز

http://alimor.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   7:37:42 PM

سلام عسل خانوم

کجایی نیستی آجی؟؟؟

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   2:42:36 PM

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   2:42:37 PM

عاشقتم آبجی

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   2:42:37 PM

سالاری

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   2:42:38 PM

بهترینی

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   2:42:38 PM

یگانه ای

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   2:42:39 PM

دوست دارم

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   2:42:40 PM

خیلی گلی

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   2:42:40 PM

یه دونه ای

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   2:42:41 PM

بهترینی

http://shazde-kocholo.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   2:31:02 PM

آبجی عزیز و دوست داشتنی من

یه سوال ازت دارم

میشه بگی با این شرمندگی چه کنم

باور کن به اندازه همه آبجیای دنیا دوست دارم

دومین بارم بعد از خوندن مطلبی اشک تو چشمام جمع میشه

تو همیشه شازده کوچولو باقی می مونی

تو منبع همه الهام های من هستی

انشاا.. به مراد دلت برسی....و بدون یه داداش همیشه مثل کوه پشتته

بخدا ناراحتی تو ...مثب نیزه تو چشم منه

همیشه بهترین می مونی برام

عاشقتم...........آبجی

pp

ppkk

http://bime.gohardashtvip.com

ارسال پيام

یکشنبه 7 اسفند 1390   12:36:08 PM

http://razemajnoon.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 6 اسفند 1390   10:09:49 PM

عالی بودموفق باشی

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اللهم عجل الویک فرج

http://beny.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 6 اسفند 1390   8:46:03 PM

 

http://m32.gohardasht.net.com

ارسال پيام

شنبه 6 اسفند 1390   6:52:50 PM

درودبرشما دوست گرامی حکایت بسیار زیبائی بود موفق و پایدار باشید

آمار وبلاگ

47478 بازدید

17 بازدید امروز

6 بازدید دیروز

95 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2022 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem